... سـقـیـفـه

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

بنام خدای مهربان ....


اول)
بعد از مدت ها، با این همه حرف نگفته و این همه سوژه و الخ، در سر نزدن و ننوشتن و به روز نکردن وبلاگ، حکماً دردی بوده و علتی !
"درد"، حتماً که مفهوم اندوهناک و جانکاهی ندارد؛ خیلی از دردها هم، دردش شیرین هست ... توضیحش ملغمه ای می شود از حرف های پشت کامیونی و شبکه چهاری !
از "درد" بگذریم ... توضیحِ درد و بی دردی و درد شیرین و الخ ! خودش معادله چندمجهولی می شود که همیشه میزاشتم آخر سوالا حل کنم و معمولاً هم نمی تونستم حل کنم !


"علت"، ولی همیشه موضوعِ دوست داشتنی بوده ! خیلی خوب میشه با علت، خـــوب تا کرد ! توجیه کرد ! استدلال کرد، مغلطه کرد، مناظره کرد و .... ؛ همگی مقبول و غیرمقبول، درست و غلط، ردخور ندارند !

سرمان شلوغ شده ! اول زندگی متأهلی و دردسرهای زندگی جدید ! و البته مسایل مالی و اقتصادی و سررسید چک و قسط و الخ، بی حالی و بی رغبتی به هرچی فضای مجازی، بی وقتی (یا قدیما که می گفتیم کمبود وقت ! و الانا که فقط آخر شب نت میایم، میشه همون بی وقتی ! ) و بی حوصلگی ! و همین جور قس علی هذا !

هر کدومشون میتونن دلیلی باشن، توجیهی، استدلالی و غیره !

هرچه باشند، "علت"ی هستند که میشه صرفاً آنها را گفت و شنید؛ به "درد" دیگری نمی خورن ! حتی دردهای شیرین که از آنها گذشتیم !


تو این مدت، کلی اتفاق های ریز و درشتی افتاده ! کلی کارهای خوب و بد ! (به معنای واقعی کلمه) ، کلی حرف های درست و غلط، کلی نظر مقبول و غیرمقبول و ... ؛ هرکدوم میتونستن اینجا باشند و یا نباشند ! فرقی به حال من و شما نمی کرد ! تنها موهبتش بهانه ای برای بودن بود و لاغیر .



دوم)
پــــــــــــــاییــــز برگ ریزان
...
پاییز فصل دوست داشتنی ِ من، امسال پاییز همیشگی م نبود .... خسته ام کرد.
برگ ریزان پاییزی، فقط برای ریختن برگ هایش نبود، ریزش روزمرگی ها، ریزش خستگی ها و ریزش حالِ بد !
بجاش، کلی دلـــتنگی میاورد که درست مث درد، شیرین و غیر شیرین، سخت و دوست داشتنی، خواستنی و نخواستنی داره ! این دلــــتنگی رو من میخواستم .... پاییز امسالم برایم نیاورد .... چه تلخ !

سوم)
گذران روزها و تغییر انسان ها در تغییر مکان و زمان و شرایط زندگی، عجیب مث چهار فصل می ماند. بهارِ باز شدن گل ها، تابستان داغ، پاییز برگ ریزان و خزان ! که همین خزان ش برای وصفش کافی ســــت ...
تنها فرقش با زندگی انسان اینه که نظم زندگی و مدت هر فصلش، خیلی روی تقویم و ... نیست.
بعضی وقتا هم، خزانش (شاید به نظر خیلیا داغی تابستانش ! ) نَفَس رو می گیره ! لامصب بد طووووول میکشه !
هربار نفس زندگی می ایسته، باید بگیم یک دو سه ... زندگــــــــــــــی ! شاید همین تنفس مصنوعی، راه بندازه این به گل نشسته را.
شاید هم که با جنازه ای ور می وریم ! و الکی خوشیم !
هرچی باشه، الکی خوش بودن رو هم ترجیح میدم !

**************************
پانوشت ۱ : تصویر برای دل خوشی !
پانوشت : تشکر از همه دوستان بابت احوال پرسی هاشون !

پانوشت : این درهمی و برهمی ! نوشته رو به برگ نریزان حالمان ببخشید .
  • ۱۱ نظر
  • ۰۷ آذر ۹۳ ، ۱۶:۳۸
  • ۶۶۱ نمایش
  • ......

تابستان پارسال بود که برای دیدن یکی از آشنایان به خانه جدیدشان رفتیم، بعد از تعارفات معمول و نشستن، مورد عجیبی را دیدیم ! یخچال و اجاق و ماشین لباسشویی و . . . روبروی ما و چسبیده به دیوار مقابل ! تنها تمییز آن قسمت با سالن پذیرایی، اختلاف ارتفاع شاید چندسانتی بالاترش بود که آن هم چندان به چشم نمی آمد.

نگاه هاج و واج ما را صاحبخانه خیلی خوب درک کرد (یحتمل تجربه ش رو داشته ! ) و پاسخ داد که :

بـــــــــعله ! آشپزخانه مدل جزیره ای هست ! تازه مد شده ! ندیدین مگه ؟! :|

برای ما، اسم " آشپزخانه جزیره ای" کمی آشنا بود، ولی تا آن روز هنوز توفیق دیدار از آن را نداشتیم !


چند ماه بعد .... و بهار سال نود و سه .

به دنبال رهن و اجاره ی خانه برای خودمان. با مشاور املاکی جوان راه میفتیم برای دیدن یک خانه پنجاه و چند متری نوساز. وارد که می شویم، از در ورودی به سمت راست، اتاق نشیمن یا پذیرایی می شود و سمت چپ که می چرخیم، یک قسمت پستو مانند چند متری که با دیدن شیر آب و گاز و ... می شد حدس زد که ربطی به آشپزخانه باید داشته باشد !!!

پرسش لازم نبود ! نگاه ما به حد کافی علامت سوال داشت !

آشپزخونه ش جزیره ای یه ! ماشین لباسشویی و یخچال و سینک ظرفشویی و اجاق پشت به دیوار هستند و جلوشونم که باز هست ! یعنی همون جزیره ای ! آقا میتونین یه میز ناهارخوری کوچولو بزارین که جزیره ش کامل بشه ! خانم، ببینین ، خیلی قشنگ میشه !

برای اینکه بدانیم دقیقاً "آشپزخانه جزیره ای" چیست، مجبور به جستجو در سایت های مختلف هستیم ! تصاویر زیبایی که در این سایت ها دیده می شود، به شدت دلرباست ! ... ولی برای ما که حداقل دو مورد عینی وطنی دیده ایم، این آبن و تاب دادن، آب در هاون کوبیدن است !



در ویکی پدیا برای این نوع معماری آشپزخانه نوشته اند :

شپزخانه جزیره‌ای مدل ترکیبی ایست مدل U و L است که گاز یا پیشخوان در وسط آشپزخانه به طور ثابت است در طراحی این فضا، ظرافت بیشتری باید به خرج داد."

وبسایت دیگری توضیح مفصل تری نوشته است :

"شرکت دکورسازی فلوکس در ایتالیا اقدام به طراحی آشپزخانه ای کرده که سبک جزیره ای دارد. در این چیدمان اجاق گاز در کنج قرار گرفته و زیر آن قفسه ای برای جا دادن ظرف و ظروف قرار دارد که به نوعی عملکردش مشابه کابینت است. در کنار گاز میز متحرک آشپزی و کنار آن یخچال قرار دارد و بقیه فضا باز است"

پنهان سازی و یا کارکرد راحت بودن برای خانم خانه در آشپزخانه، موضوعی است که در فرهنگ ما وجود دارد. حضور مهمان نامحرم و حتی ناآشنا در خانه و اینکه چگونه خانم باید در آشپزخانه فعالیت کند، علامت سوالی است که پاسخی برای آن نیست.
روزگاری آشپزخانه اوپن مورد اعتراض علما و کارشناسان بود و هشدارهایی برای عادی سازی زندگی و فرهنگ غربی داده می شد، با این وجود آنچه که در خانه های بسیاری از مردم مشاهده می شد، استفاده از دکورهای مشبک یا کرکره های چوبی بود که مشکل را تا حدی (و نه کامل) حل می کرد. هم مدل آشپزخانه، همچنان اوپن بود! ( چه الزامی هست اصلاً ؟!) و هم پوششی هرچند ضعیف داده می شد.
حالا با این نوع آشپزخانه جزیره ای (که نمی شود گفت خیلی جدید)، دیگر امکان جداسازی و پوششی نیست و حتی با میز ناهارخوری هم فایده ای برای آن نمی رسد.
نکته بعدی، خودِ مدل جزیره ای آشپزخانه ها است که تفاوت بسیاری بین طراحی های غربی با انواع مدل های اجرایی در آپارتمان های ایرانی است. به گونه ای که حتی زیبایی خانه هم زیر سوال می رود و این وجه آن (آن هم درصورت وجود) دیده نمی شود. این معماری شاید برای فرهنگ زندگی غربی مناسب باشد و دلخواه مردم ینگه دنیا (آن هم شاید ! ) ، اما به هیچ وجه و با هیچ منطقی با زندگی ایرانی جور در نمی آید ! شاید مهمترین دلیل اقبال این نوع معماری آشپزخانه در آپارتمان های ایرانی، نیاز به مساحت کمتر ( بهتر بگویم ، خلاصه کردن در مساحت کمتر ! ) است که آن هم در تضاد کامل با اصل طراحی در باز گذاشتن بقیه فضا است ! سودآوری آپارتمان سازها و بی تفاوتی مردم و البته گذشتن مسئولان فرهنگی جامعه در پس همه این اتفاقات است و مانند همیشه، جای خالی طراحی های متناسب با زندگی و فرهنگ ایرانی و در عین حال حفظ جذابیت و فضاسازی مناسب برای خانه و تأمین نظر خانواده های ایرانی به شدت دیده می شود. موضوعی که سالهاست پاسخی برای آن نیست . . . .
______________________________

پ ن یک : عکس به عمد سیاه سفید شده است تا جذابیت آن کمتر شود !!!

پ ن دو : کسی خونه متراژ پایین با قیمت پایین تر سراغ نداره ؟! :|

  • ۲۰ نظر
  • ۲۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۰۸
  • ۱۷۳۷ نمایش
  • ......
 بعد از گذشت چند روز و عبور از جنجال های حاشیه ای در مورد مستند " من روحانی هستم" ، با نگاهی دقیق تر و همه جانبه، راحت تر می شود در مورد حرف های این مستند، اعلام نظر و قضاوت کرد.
موضوعی که باعث شده است در طی این یک هفته اخیر، بررسی و قضاوت دقیق این مستند به تأخیر بیفتد، جو متشنج و هجمه واری بود که بیشتر با اهداف صرفاً سیاسی و برای تقابل تمام عیار با جریان رسانه ای منتقد دولت راه افتاده بود.

یک ) این مستند، یک مستند با روایت تاریخی از یک شخصیت سیاسی در ایران است.
حسن روحانی . رییس جمهور فعلی ایران که سوابق وی در این مستند بررسی شده است. برای نگارش این مستند، نگاه اولیه و خط سیری در نظر گرفته شده است که از ماجرای مک فارلین یا همان قضیه ایران - کنترا آغاز می شود و جمله ای سراسر ابهام !

"هدف اصلی ما از مذاکرات و ارسال سلاح محرمانه یه ایران، ایجاد ارتباط مناسب با رهبران احتمالی آینده ایران بود"

در ایران - کنترا چه اتفاقی افتاد ؟! و چرا این ماجرا در زندگی حسن روحانی به روایت مستند، برجسته شده است ؟!
موضوع نخست به نقش روحانی در این ماجرا بر می گردد . نقشی که چندان مشخص و واضح نیست.

هر چند هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود از معرفی روحانی به عنوان یکی از سه نفر مذاکره کننده ایرانی در هتل هیلتون یا استقلال خبر می دهد، اما خبر دقیقی از حضور وی در رأس مذاکرات نیست.

دو منبع متناقض در این مورد وجود دارد .
الف - نوشته فریدون وردی نژاد (دیگر عضو گروه سه نفره) در این مورد که می گوید :
با ورود مک‌فارلین به تهران، هاشمی رفسنجانی، روحانی را به عنوان مذاکره کننده معرفی می‌کند و در خاطراتش نیز بر این مسئله تأکید می‌کند اما نهی امام از ورود مقامات عالی‌رتبه به مذاکرات سبب شد تا روحانی در میز مذاکرات حضور نداشته باشد.
این مطلب در اینجا منتشر شده است.
یعنی به نظر روحانی در صرفاً در میز مذاکرات نبود ! ولی در گزارش به هاشمی رفسنجانی و ... حضور داشته است (به روایت خاطرات هاشمی) .

ب - منبع دیگر نوشته ی "شین هریس" در کتاب "The Watchers: The Rise of America's Surveillance State" است که به نقل از اولیور نورث، مکالماتی را از جلسه با ایرانی ها افشا می کند که یک طرف آن حسن روحانی است. این مطلب در اینجا منتشر شده است.

با فرض صحت هر دو نوشته، به نظر می رسد روحانی از حضور در مذاکرات نهی شده بود، ولی با هماهنگی هاشمی رفسنجانی حضور داشته است ! اما نه حضوری آشکارا و با اطلاع ! موضوعی که هنوز مجهول است و دقیقاً مشخص نیست !
بخشی از این فرضیه با نوشته عباس سلیمی نمین در نقد خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز اشتراک نظر دارد. این مطلب از اینجا قابل مشاهده است.
بخش دیگری از این ماجرا به روایت محسن رضایی صورت دیگری می گیرد .
محسن رضایی در گفتگو با فارس که از این لینک قابل مشاهده است، این چنین می گوید :

در رابطه با ماجرای مک فارلین حضرت امام اطلاع داشتند و خود ایشان به آقای هاشمی گفتند که آن را طرح کنند اما مثل ما، آن جزئیاتی که آقای هاشمی در جریانش بودند را حضرت امام مطلع نبودند.
شاید بخشی از دهها لینک سایت تابناک در مخالفت و محکومیت این مستند هم ریشه در مسایلی دارد که محسن رضایی علاقه مند نیست دوباره بازگو شود !

در مجموع به نظر می رسد بخشی از تاریخ در ماجرای ایران - کنترا لاپوشانی شده است و یا کاملاً ابهام زدایی نشده است. مطمئناً بررسی همچین مقطعی از تاریخ در زمانی که دو نظریه متقابل در مورد مذاکره با غرب وجود دارد، چندان بی دردسر نیست !



دو ) منابع این مستند ضعیف است و یا با اندکی اغماض قوی کار نشده است، خاطرات هاشمی رفسنجانی در ماجرای مک فارلین و ... در حالی منبع اصلی در نظر گرفته شده است که صرفاً روزمره نویسی با چاشنی حذف بسیاری از مسایل بوده است و کسی هم انتظار ندارد هاشمی رفسنجانی بتواند خاطراتش را با ذکر دقیق همه مسایل منتشر کند ! دو کتاب دیگری که مورد استفاده قرار گرفته است، هر دو با یک نگاه مشترک و بدون در نظر گرفتن نگاه های همه جانبه بوده است. شاید به همین دلیل بوده است که بخشی از اصولگرایان همچون بذرپاش از لفظ "دانشجویی" برای آن استفاده کرده است تا از بار حرفه ای نبودن مستند بکاهد.

علاوه بر آن بخشی از زندگی سیاسی روحانی در دوره احمدی نژاد چندان بررسی نشده است و در کنار آن وابستگی فکری وی و رشد فکری وی نیز کنار گذشته شده است

سه ) خط سیر مستند را مرور می کنیم .

مک فارلین >>> بیوگرافی روحانی >>> مبارزات زمان شاه >>> دوباره مک فارلین با برجستگی بیشتر >>> اتفاقات تیرماه 78 >>>مذاکرات سعدآباد >>> و تک جمله ای که روحانی رییس جمهور شد !

موضوع مد نظر سازندگان مستند، در نگاه من بیننده، برجسته کردن دو موضوع در زندگی روحانی بوده است .
موضوع اول، علاقه مندی به مذاکره و حضور در مذاکراتی که مورد اختلاف بخش وسیعی از سیاسیون و البته مورد نقد بخش های از اصولگرایان است ! موضوعاتی مثل مک فارلین، سعدآباد و ژنو !
موضوع دوم، برجسته کردن بخش هایی از زندگی روحانی در اطلاق عنوان امام به امام خمینی، اجباری کردن حجاب در ابتدای انقلاب، تقابل با فتنه گران در ماجرای کوی دانشگاه و ... است. بخش هایی که چندان مورد دلخواه بخش هایی از طرفداران و رسانه های حامی روحانی نیست.

چهار ) چه بپذیریم و چه نه، نگاه مستندسازان همراه با همان بدبینی گروه های فکری از اصولگرایان است که این روزها بیشتر در عنوان منتقدان ژنو شناخته شده اند. این موضوع به خودی خود، مشکل و یا نکته منفی نیست. ولی باید پذیرفت که هدف سازندگان معرفی روحانی براساس سابقه تاریخی ذکر شده در مک فارلین و سعدآباد و ژنو است که تازه سوابق خوبی را هم از قبل در ماجرای کوی دانشگاه و مبارزات قبل از انقلاب داشته است ! یعنی نگاهی همراه با بدبینی . این موضوع قابل کتمان نیست، ولی ایرادی هم به آن وارد نیست و نظر و نقد گروه سازنده است.

_______________________________________________________

پ ن یک : به شخصه دیدن مستند و خواندن متن پیاده شده آن، فایده تاریخی یا روایی برای من نداشت و فقط حضور روحانی و نحوه حضورش در مک فارلین را به ابهامات تاریخی ما افزود !

پ ن دو : هنوز هم متحیر برخورد برخی رسانه ها و افراد حقیقی هستم و همه بازخوردهای این مستند را صرفاً سیاسی کاری می دانم و نه نگاه تاریخی و یا سبک شناسی فیلم های مستند.

پ ن سه : با مقایسه این مستند با مستندهای سیاسی، ضعف فنی آن مشهود بود که به سابقه کم گروه سازنده هم برمی گشت. این مستند می تواند نوید برنامه ها و مستندهای بعدی با قوت و کار حرفه ای بیشتری باشد. (اگر از این مهلکه سالم بگذرند !)

  • ۵ نظر
  • ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۲۵
  • ۹۲۹ نمایش
  • ......
"من روحانی هستم" ! سه کلمه ای که در کنار هم کلی حرف و جنجال سیاسی را گرد هم آورده است !
اینکه واکنش های دولت و جریان رسانه ای آن و البته جریان های اصلاح طلبی بدین شکل شدید و همراه با هجمه همه جانبه بوده است، به هیچ عنوان قابل پیش بینی نبود و واقعاً بسیاری حق داشتند بپرسند که "من روحانی هستم" چه می گوید ؟!

چند اتفاق ممکن را بررسی می کنیم !

یک ) فرض می کنیم این مستند فارغ از هیاهوها و هوچی گری ها، اشتباهات تاریخی و روایی داشته باشد. موضوعی که آقای لاریجانی هم به آن پرداخته است. برای بررسی و قضاوت در این مورد، رسانه های مختلف را اعم از رسانه های دولتی و غیردولتی نگاه می کنیم، نقد مشخصی دیده نمی شود ! این باعث نمی شود ادعا شود که همه حرف های این مستند صحیح است ولی از آن طرف، نبود یک ایراد رسمی و نگاه دقیق، قضیه را مشکوک تر می کند !

دو ) نگاهی به حامیان رسانه ای و صف مقابل می اندازیم ! اولین برداشت، مصاف سیاسی دو طرف است ! مسلماً به نفع دولت و طیف رسانه ای آن است که صدای نقد (حتی اگر این مستند رو یک نقد ندانیم ! ) کمتر و کمتر شود ! و چه صحنه خوبی مهیا شده است ! بهترین فرصت برای تقابل با منتقدین ! جایی که بخشی از جریان اصولگرایی هم با آن هم صدا شده است ! برخورد محکم و قاطع ! می تواند برای مستندهای بعدی و اتفاقات آینده هم بدرد بخورد ! (هیچ کسی ! آن هم در عالم سیاست ایرانی ! این چنین فرصتی را از دست نمی دهد ! تسویه حساب با همه منتقدین ! )



سه ) و نگاهی از زاویه دیگر ! تاریخ ساخت این مستند به چند ماه قبل برمی گردد ! و تاریخ رونمایی از آن در دانشگاه تهران، بیستم بهمن ماه ! و امروز . . . هشتم اردی بهشت ماه ! در این مدت چرا خبری از اعتراض و حاشیه نبود ؟!! اخبار این هفته های اخیر پیرامون چه موضوعی بود ؟! حدس زدن آن خیلی کار سختی نیست !
یارانه ها و فاز دوم هدفمندی و دردسرهای اقتصادی دولت !
منحرف کردن افکار عمومی از اخبار اصلی، برای مردم ایران خیلی بیگانه نیست ! و این بار دولت مجبور است موضوعی دست و پا کند تا حداقل رسانه ها با آن سرگرم شوند و جماعتی پشت کیبورد نشین ! (با عاریت گرفتن این اصطلاح قشنگ ! از ابراهیم حاتمی کیای عزیز ! ) .
کافی است کمی به سایت های منتقد دولت و سایت های دولتی و نیمه دولتی ! نگاه کنیم !
تغییر تیترها ! تغییر موضوعات در گفتگوها ! و تغییر در جو فکری و رسانه ای ! "من روحانی هستم" اگر برای سازندگانش هم فایده ای نکند ! برای تیم اقتصادی و رسانه ای دولت، خوراک خوبی است !

چهار ) این مورد برای خود من هم گیج کننده است ! فقط با یک کلیدواژه توضیح می دهم : "قضیه مک فارلین" !

_______________________________________________________


پ ن یک : با وجودی که حال و حوصله ی مستند دیدن را نداشتم ! "من روحانی هستم" را دیدم، لحن تند و بعضاً گزنده ای دارد ! ولی نه در حدی که این چنین به خود می پیچند !!!

پ ن دو : خوشحال می شوم از نقدهایی که برای این مستند ارائه شده است و دیده نشده است مطلع شوم. شاید برداشت ما اشتباه بوده است ! (الله اعلم)

پ ن سه : "من روحانی هستم" باعث شد یه سر به وبلاگ هم بزنیم !!! :|

پ ن چهار : پس از سه روز از نگارش این پست متوجه برخی مسایل مبهم در ماجرای ایران - کنترا شدم . ابهاماتی بین نقل قول های مختلف . بهر شکل به نظر می رسد، بخشی از واکنش ها به مستند، به همین دلیل باشه .

_______________________________________________________

" من روحانی هستم" از نگاهی دیگر
  • ۱۰ نظر
  • ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۴۵
  • ۲۰۵۹ نمایش
  • ......
تعطیلات نوروز و حدود پانزده بیست روز تعطیلی سرانجام ! به پایان رسید و برگشتیم به همان زندگی قبلی !
با کلی حس خوب از "حول حالنا" و کلی استراحت ! و دید و بازدیدهای عرفی ! و الخ !

نکته برداری های ذهنی که از این چند روز کردم ! بدین شرح است :

یک ) وضعیت فرهنگی جامعه به معنای واقعی کلمه ! اونم از نوع فرنگی، "اوت" است ! (برای ما که حداقل یه منطقه وسیعی از مرکز تا شمال غرب و بعداً شمال رو بودیم، این مسئله خیلی ملموس بود). "اوت" به این مفهوم که بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به بسیاری از مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، با نگاه و رفتار خاص غربی برخورد می کنند! توضیح بیش از این، توضیح واضحات است و سردرد آور !

دو) خیلی گرونی هست ها ! شدید ! سه نخطه !

سه ) تعطیلات ! بسیار طـــــولانـــــی هست ! به معنای واقعی کلمه ! برای ما که نزدیک بیست روز طول کشید ! وقتی برگشتیم، به یاد آوردن کارهای ناقص قبلی، از سخت ترین کارها بود ! (امروز رییسمون در مورد یه موضوعی حرف می زد، اصلاً یادم نیومد ! ). این هم که ماشالله تکراری است و همه از بر هستن و هر سال و مخصوصاً اول سال هم گفته می شود ! پس برویم مورد بعدی !

چهار ) زیبایی های طبیعت فوق العاده هست ! بعضی جاهای جنگلی در شمال و البته دریا که حس آرامش و سبکی فوق العاده ای می دهد . (دریا و موج هایش رو که می دیدیم، خانمم گفت صلوات بفرست ! گفتم حدیث جدیده ؟! :| که فرمودن جناب فرحزاد ، با حدیث و آیه ، گفتن که وقت دیدن زیبایی های طبیعت، صلوات بفرستین . اینم یاد گرفتیم !)

پنج ) ایام فاطمیه و درک آن هم توفیقی بود که چنان باید و شاید نصیبمون نشد ! و نقطه تاریک تعطیلات برای ما همین بود ! که تا آخر اذیت مان کرد . . . . ، در کنارش، برخی توفیقات اجباری شامل حالمان شد که می گذرم و فقط شکر خدا !
توفیق مکان های زیارتی رو هم نداشیم متأسفانه. البته که دوستان بجای ما . . .

شش )
از برنامه های تلویزیون هم بنا بر تصمیم جمع ! "پایتخت" را از قسمت چهار یا پنج به بعد دیدم، بد نبود ! غیر از این ! اخبار ساعت دو و البته برنامه های "شیرین نوین" !!! رو هم دنبال می کردم !!! درمجموع، به نظرم تلویزیون و برنامه هایش چندان خوب نبود ! (هرچند از پارسال بهتر بود! و هرچندتر که ! شاید خیلی در جریان برنامه ها نبودم!) اخبار رو هم کمابیش مجازی و صداوسیمایی ! دنبال می کردم ! خبر شهادت شهید علی خلیلی، اخبار حاشیه ای از عیدگذرانی سیاسیون و البته اخبار یارانه ای در صدرشون !

هفت )
قدر اینترنت را بدانیم ! یه جاهایی، خیلی محدود ! دور از آن بودیم ! احساس افسردگی شدید می کردم. (ولی واقعاً دنیای بدون اینترنت برای من جذاب تر بود ! حیف !)



پ ن : عکس ! صرفاً برای خالی نبودن پست از زرق و برق ! :|

  • ۶ نظر
  • ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۴۸
  • ۸۵۴ نمایش
  • ......

این چند ماه اخیر، مذاکرات هسته ای و روند برخورد دولت و حامیان رسانه ای آن در تقابل با مخالفین و حتی منتقدین آن، به تیتر اول تحلیل های رسانه ای کشور تبدیل شده است. دولت و حامیان فکری و رسانه ای آن به پشت گرمی به حمایت رهبری از مذاکرات (نه روند مذاکرات، بلکه از استقلال قوه مجریه در پیشبرد مذاکرات) طرف مقابل را به بی انصافی و تقابل و این اواخر کم سوادی متهم می کنند و در مقابل گروه های مختلفی ازمنتقدین و مخالفین، از مخالفت آشکار تا نقد اصولی را انجام می دهند و کتمان حقایق، تک روی و عدول از اصول را به دولت نسبت می دهند.

موضوع اول، حمایت رهبری است.

رهبری بارها از دولت در برابر انتقادات حمایت کرده و هرچند که دولت را هم به مدارا با منتقدین دعوت کرده، ولی از سوی دیگر از منتقدین هم خواسته تا با انصاف و نقد درست پیش روند و سازش کار یا خائن نامیدن مذاکره کنندگان را هم رد کرده است . شاید لفظ "بچه های انقلاب" سند محکمی برای این ادعا باشد.

در سال های اخیر چندین بار از رهبری شنیده ایم که پای انقلاب، مردم و حقوق نظام ایستاده است. پس هرگونه کم کاری یا گذشت احتمالی رهبر از خیانت یا حرکت ضدانقلابی مسئولین در هر جایگاهی، مردود است. دولت های احمدی نژاد و خاتمی هم مصداق خوبی بر این مدعاست. چه آنکه تاریخ نشان داده است که در چه مواقعی این دو رییس جمهور چه اشتباهاتی داشته اند و واکنش نصیحت گونه و مدارایی رهبری چگونه بوده است و در مواردی چگونه رهبری پای مصالح نظام پافشاری و ایستادگی کرده اند.

پس این سوال مطرح است که

"در صورت اشتباه دولت که به ضرر نظام و حقوق ملت است، واکنش رهبری تا چه حدی است ؟"

رهبری تا زمانی مدارا می کند که از خطوط قرمز عبور نکنند و در برابر پایمالی حقوق ملت و نظام ، مطمئناً در برابر آن خواهند ایستاد. ولی نکته مهم این است که جمهوریت نظام هم در این کش و قوس حفظ شود که باز هم خود رهبری پشت آن ایستاده است.


موضوع دوم بحث رسانه های عموماً طرفدار دولت و اصلاح طلب در مورد الزام به پذیرش توافق نامه و سپس نقد آن است. موضوعی که به نوعی دیگر در صحبت های این هفته امام جمعه تهران هم بروز داشت که "ما مذاکره را قبول داریم و با هیچ کشوری سرجنگ نداریم، .... اما این موضوع که ملت ایران به خاطر تحریم تن به مذاکره داده‌اند، توهم است."

پذیرش توافق نامه و اصل مذاکرات، نافی نقد و پرسش درمورد آن نیست ! بدیهی هم است که وقتی قوه مجریه و مسئول مذاکرات با نظر رهبری مذاکره را آغاز می کند و پیش می برد، مطمئناً این روند مورد قبول مردم و افکار عمومی است.

با این وجود و حتی پذیرش اصل مذاکرات و ...، سوال دیگری مطرح می شود که اصلاً در ژنو چه شد و چه اتفاقاتی افتاد ؟! یعنی باید کدام متن رو ببینیم و از آن انتظار داشته باشیم ؟! فکت شیت و non paper و بیانیه کاخ سفید و الخ دیگر چه صیغه ای است ؟! چطور باید در مورد مسئله ای صحبت کرد، وقتی که مشخص نیست دقیقاً چه شده است !

و می رسیم به آخر حرف !

اینکه طرف مقابل می گوید اصل مذاکرات را باید بپذیری تا نقد کنی، با اتکا به پشتیبانی و دقت نظر رهبری قابل قبول است. اجازه نقد و اصلاً دعوت به نقد هم که از سوی رهبری و بعدها به نوعی دیگر دولت، داده شده است. بهتر نیست پاسخی مناسب هم به نقدها و پرسش ها داده شود ؟!

و درنهایت، این اجازه را داریم که حداقل ما هم خوش بین نباشیم ؟! حتی اگر بحث تشابه فکری و یا اقتدای فکری به رهبری نظام هم مطرح نباشد، باز هم سابقه تاریخی رفتار غرب اجازه خوش بینی را نمی دهد ! چرا راه دور برویم، همین هفته های اخیر رفتارها و صحبت های آمریکایی ها، جای خوش بینی باقی گذاشته است ؟!

رسانه های اصلاح طلب و شاید اعتدال گرا ! شمشیری را از رو گرفته اند که بایدهایی را تعریف می کند ! باید منتظر اتفاقات خوب باشیم ! باید از مذاکره کنندگان و دولت متشکر باشیم ! باید از چیزی نپرسیم چون طرف مقابل امین نیست ! (طبق صحبت های وزیر خارجه محترم در مصاحبه با ایرنا) و الخ !

آقایان، اجازه هست ما هم خوش بین نباشیم ؟!

  • ۱۰ نظر
  • ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۲۵
  • ۸۶۴ نمایش
  • ......
اتفاقی دردآور و ناراحت کننده !
مرگ دو کارگر زن در آتش سوزی خیابان جمهوری .
حادثه ای که در رأس اخبار رسانه های کشور با گزارش های تصویری و فیلم های گرفته شده افکار عمومی جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

در اینکه باید دلیل این مشکلات بررسی شود و مسئولان که مسئولیت داشتند، توبیخ و سوال شوند، شکی نیست. این اتفاقات با هر دلیل و مدرکی، قابل گذشت نیست و در این شرایط خاص است که مردم نیازمند امداد نیروها و تجهیزات آتش نشانی هستند.

اما اتفاق عجیب تر ! موجی بود که رسانه های اصلاح طلب یا به قول خودشان اعتدال گرا ! (اعتدال هم مثل عدالت، آزادی بیان و الخ داره به بایگانی شعارهای ایران وارد میشه ! ) با دستمایه مصاحبه ها و صحبت های اعضا شورای شهری که خیلی وقت بود خبری از ایشان نبود (دقیقاً از زمان انتخاب شهردار به بعد ! ) و البته تحلیل های تحلیلگرهایی که اسم و رسم و نوع مطلبشون برای هر مخاطبی آشناست ! راه انداختند.

سوال پرسیدن و بررسی این مسئله در صحن شورای شهر، نه فقط حق ! که بلکه وظیفه نمایندگان شورای شهر است. ولی نماینده های عزیز ! سیاسی کردن هر ماجرایی هم وظیفه شماست ؟!!! اگر شهردار مثلاً همین آقای مسجدجامعی بود، نردبان باز می شد ؟!!!!



خنده دارتر اتفاقات دیگری است که در همین روزها هم پشت هم سوژه رسانه های اعتدال گرا شده است ! خودکشی در متروی گلبرگ، یکی دیگر از این اخبار ضد و نقیض است که روزنامه اعتماد آب و تاب خوبی به آن داده است ! والبته باز هم جای انتقاد از قالبیاف است ! این هم جای خوشحالی دارد که نقدی می کنند و از برای سوالی، پاسخی می خواهند ! ولی به نظرتان باز هم شخص قالیباف مسئول خودکشی یک نفر (فارغ از همه اتفاقات) در یکی از ایستگاه های متروی تهران است ؟!!!!

این بداخلاقی رسانه ای منحصر به اینها نیست !
وقتی پیاده گذر چهارراه ولیعصر در مدت زمان معقول و با کیفیت خوب به بهره برداری رسید، تیتر و بحث این رسانه ها چه بود ؟!!! عبور برخی از مردم از راه های درروی نرده ها در خیابان ! مقصر مطمئناً قالیباف است !

رهبر انقلاب در دیدار چند روز پیش خود با مجموعه شهرداری (والبته نمایندگان شورای شهر !!! ) مدیریت جهادی قالبیاف را در شهر تهران ارج نهادند و به خوبی و بصورت عملی تشکر و قدردانی مردم را از خدمات شهرداری (با تذکر به همه کاستی ها و مشکلات) نشان دادند.
چه عجیب که همین نمایندگان هم در جلسه بودند !

بیایید کمی هم با عینک اعتدال گرایان ! به موضوعات جامعه نگاه کنیم !

- مسمومیت بیش از ۵ شهروند پردیس >>> بالتبع ! وزیر نیرو استعفا دهد ! یا اصلاً نمایندگان مجلس، استیضاح و برکناری وزیر را پیگیری کنند !

- حمله و شکار گوزن ایرانی در سرخه حصار >>> خب ! خانم ابتکار استعفا دهد !

- ۵ماه بلاتکلیفی استان خراسان رضوی از بی استانداری ! >>> وزیر کشور ....

و ...


پ ن : واکنش قالیباف به حادثه خیابان جمهوری >>>
پ ن
۲ : همین مطلب ! پیامک شده در شبکه افسران
  • ۱۰ نظر
  • ۰۲ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۴
  • ۲۰۵۶ نمایش
  • ......

این روزها، بیشتر اخبار و تحلیل هایی که بصورت روزمره در رسانه های این جناح و آن جناح، دیده می شود، خبر از رانت ها و فسادهای اقتصادی طرفین در زمان ریاست بر مسند اجرایی کشور است. این وسط، یک سری افراد، ساده لوحانه از شنیدن خبر رانت و فساد مالی یک طرف خوشحال می شود و نشانه ای بر صدق طرف خود ! می دانند و آن یکی هم هکذا !

در این میان، تنها چیزی که بخوبی چوب حراج خورده، کلی عشق انقلابی، شعار انقلابی و تفکر انقلابی برای بهتر زیستن و درست زیستن بود که از آن فقط چارچوب اخبار ساعت ۹ شب صداوسیمایی مانده و ژست های انقلابی و ما هستیم و چهار پنج تا راهپیمایی و مرگ بر آمریکایی و الخ !

در دولت عدالتخواه احمدی نژاد، مه آفریدها و خاوری ها هستند و در دولت امید و اعتدال روحانی، م م ها و امثالش ! فقط دعوا سر این است که بابک زنجانی محصول دولت شما بود و از دولت فلانی لوح تقدیر گرفته، یا نه ! در دولت شما رانت گرفته و امثالهم !

یعنی فرقی نمی کند اصولگرا باشی یا اصلاح طلب ! بالاخره یه سری آدم کله گنده شبه سیاسی و اقتصادی هست که باید شکشون سیر بشه و بتونن آینده اون تفکر سیاسی رو حداقل به لحاظ مالی تأمین کنند ! یعنی فساد ، یعنی دروغ ، یعنی تزویر . یعنی اینکه عدالتخواه با اعتدالگرا فرقی نمی کنند ! فوقش در چند سیاست خارجی و البته در روش اقتصادی ! ولی ..... ، درهرصورت ! هر دو گروه آدمای خودشونم دارن ! اونام بالاخره باید سر این سفره ای که پهن شده، حضور داشته باشند !

اعتماد مردم به هیچ دردی دیگر نمی خورد ! یعنی مسئله برای مردم هم حل شده هست ! عجیبه ! ولی واقعاً مردم هم پذیرفته اند !!! شاید مسئولین و مدیران هم از بین همین مردم بالا رفتند که این شده !

چه شد "از کجا آورده اید" اول انقلاب ؟! کجا رفت تفاوت "کاخ نشین و کوخ نشین" ؟! پس حکم "رشوه و ارتشا" چی شد ؟! قرار بود خوووووب کشوری بسازیم ! نمی گوییم نساختیم ! حداقل با همه دشمنی های دنیای اطرافمون و محدودیت ها، کارمون شاید بد نبود ! خوب صادر کردیم انقلابمان را ! ولی ..... حیف ! از داخل خودمون، داخل همین مردم، همین مسئولین غافل شدیم و رسیدیم به اینجایی که دیگر کسی از دزدی و رانت و دروغ تعجب نمی کند ! کسی از هزار میلیاردها بهتش نمی زند!

مصیبت ماجرا آنجاست که آن عده دلسوزی هم که کار می کنند و هستند، یا محبورند دفاع کنند (اصلاً هم کورکورانه همیشگی نیست ! ) و یا سکوت ... س ک و ت !

اصلاً برای چه اینها رو می گویم؟ چه گویم که ....

خدا حضرت امام رو بیامرزه و دعا بجان رهبر. همین /

  • ۲ نظر
  • ۲۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۴۲
  • ۷۲۹ نمایش
  • ......


- حمله کاربران ایرانی به صفحه شخصی زایتسف والیبالیست ایتالیایی .

- هجوم ایرانی ها به صفحه فیس بوک لئو مسی !

- ایرانی ها صفحه مسی را پر از اسپم ! کردند.

- قرار کاربران ایرانی برای هجوم به صفحه ادین ژکو بازیکن تیم ملی بوسنی.

- کامنت های بی ادبانه و سراسر توهین در صفحه مجری برنامه قرعه کشی جام جهانی.

...

..

.

این دست جملات در یک هفته گذشته و البته (در موارد مشابه) خیلی قبل ترها، در رسانه های کشور منتشر شده است. مطابق معمول، پس از این چنین رخدادهایی، سایت ها و افراد مختلف به محکومیت آن پرداختند و در مصاحبه با کارشناسان و غیرکارشناسان ! متن ها نوشتند و بیانیه ها صادر کردند ! و پس از چند روزی دوباره عذرخواهی و کسب حلالیت !

تا اینجای کار، برای ما ایرانی ها، مانند سریال های تلویزیون هست که تکراری در تکراری ست !

اما دوباره برای پاک کردن این رفتار اجتماعی کاربران ایرانی (حداقل با خوش بینی نگوییم مردم ایران)، باید از طرف دیگر بام بیفتیم !

ماجرا از رسانه های عموماً خارج نشین و ضدانقلابی شروع شد که همه حملات و برنامه ریزی آن را بر گردن گروه های اینترنتی مانند ارتش سایبری ایران یا امثالهم انداختند. ادعایی که با بیشتر خنده دار و مضحک بود تا قابل بررسی و تأمل !

از طرفی دیگر رسانه دولتی ایرنا در مصاحبه با کارشناس ! این قبیل اقدامات را برنامه ریزی شده دانسته است. موضوعی که به مفهوم عدم پذیرش رفتارهای بداخلاقی ایرانی هاست. این قبیل کارشناسان و تحلیلگرها مطمئناً فعالیتی در شبکه های اجتماعی نداشته اند! هر فردی که اندک سابقه ای در فیس بوک و شبکه های شبیه آن (حتی داخلی) داشته باشد، با این نوع رفتار به ظاهر شوخ طبعانه آشنا شده است. موضوعی که بعضاً درصورت انتشار! در کامنت های سایت های خبری هم بروز می کند.


حتی اگر بپذیریم که این حملات فیس بوکی از روی طرح و برنامه بوده است و عموم مردم (مجازی) ایران مبرا از آن؛ باز هم سابقه ی بدی که از سایر اتفاقات مشابه اینترنتی از نظرسنجی ها و کمپین ها، تا رأی گیری ها و بگومگوها و الخ مانده است، پاک شدنی نیست.

موضوع دردآورتر واکنش متناقض رسانه ها در طی کمتر از بیست روز به دو اتفاق مشابه بود ! در زمان مذاکرات ژنو و مشخص شدن موضع کارشکنانه فرانسه، صفحه لوران فابیوس هم از گزند ایرانی ها در امان نبود، اما رسانه ها بیشتر با دیده تحسین و حس میهن دوستی صورت مسئله را پاک کردند و الان گویی که چنان پیشامدی رخ نداده و سکوت یا گزارش مؤیدانه ای نداشته اند !

این رفتارها را قبلاً در رأی گیری های محبوب ترین بازیکن فوتبال جهان دیده ایم، در انتخاب زیباترین گل هفته AFC، انتخاب وزنه بردار قرن، انتخاب بهترین فیلم قرن و حتی نظرسنجی های انتخاباتی و البته در حمله به صفحات اشخاص مختلف!. بر فرض (باطل) اگر فضای مجازی را تافته ای جدابافته از حقیقت جامعه ایران ببینیم، پس تکلیف سایر رفتارهای اجتماعی ایرانی ها چه می شود ؟!!! قانون شکنی های هر روز و هر ساعت ما ایرانی ها را چه کسی گردن می گیرد ؟!! فحاشی ها و بی احترامی های ورزشگاه ها را چه کسی پاک می کند ؟!

فحاشی ورزشگاه، کارناوال ماشین های اسکورت کننده ماشین عروس، حضور استثنائی در اعدام های ساعت شش صبح ! و البته بداخلاقی های مجازی .... همگی از یک سرمنشأ هستند. نه می توانیم این همه را رد کنیم و نه بر گردن این و آن بندازیم. مثل همیشه، می گوئیم باید فکری کرد !

افسوس و امیدواری برای اخلاق و فرهنگ ایرانی. همین و بس ....


+ خیبرآنلاین

  • ۳ نظر
  • ۲۴ آذر ۹۲ ، ۱۵:۰۲
  • ۹۰۳ نمایش
  • ......
این روزها ادبیات جدیدی در بعضی سایت های سیاسی و البته سایت های زرد و صد البته سایت های اجتماعی رونق گرفته و آن هم عبارت "احمدی نژاد درون" آدم های این روزگار است. دو کلمه ی کوتاهی که خودش به تنهایی وضعیت رفتار و برخورد افراد را به خوبی نشان می دهد.
لجبازی، یکدندگی (یا به عبارت عوامانه غد بودن)، نپذیرفتن حرف بقیه (درست و غلط) و الخ فقط بخشی از صفات "احمدی نژاد درون" هر انسان است که در این هشت سال اخیر از احمدی نژاد بارها دیده بودیم.
هر فردی نکات مثبت و منفی زیادی را دارد، اما آن چیزی که سبب برجسته شدن این صفات می شود، اصرار و پافشاری بر آن هست. هرچه این فرد مشهورتر و رسانه ای تر باشد، اخلاق و صفاتش هم بیشتر دیده می شود. چیزی که در مورد فوتبالیست ها در جامعه ما به خوبی دیده می شود.
در جامعه ایرانی، پیش از دوره احمدی نژاد، سیاستمداران در پشت یک پرده ی رسانه ای در برابر نقد و طنز قرار گرفته بودند. همه حرف های کوچه بازاری و جمع های خانوادگی مردم، نهایتاً به رسانه های اجتماعی و شوخی های پیامکی کشیده می شد و والسلام !
بعد از هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، این فاصله و پرده کشیده شده از بین رفت و رسانه های به خصوص مجازی به راحتی در مورد سیاسیون قلم می زدند و طنز می نوشتند و به سخره می گرفتند.
خوب و بد این به کنار، ولی این توصیفات و عبارت ها بعضی وقت ها خیلی خوب شرایط را توضیح می دهند.
داشتم به این فکر می کردم که من هم شاید" احمدی نژاد درون"ی برای خودم دارم ! ولی در کنارش اوضاع جامعه و رفتارهای اجتماعی ش نشون میده که این روزها بیشتر از "احمدی نژاد درون" ، همه یک "هاشمی درون"داریم !


همه ما به یک سری مسایل به عنوان اصل و واقعیت اعتقاد داریم ! خیلی اتفاق افتاده که واقعیت را جور دیگه ای ببینیم !!! (از عینک خودمان ! یا از زاویه و کنج خودمان ) برای این واقعیت، شاید کلی دوربرگردان برای خود ترسیم کنیم، کار سختی نیست !
روزگاری شاید مخالف شدید مسئله ای باشیم، روز دیگر بالکل منکر شویم و روز دیگر دوباره .....
همین اخلاق ها باعث میشه روزی از ما خوب بگویید و تعریف و تمجید، روز دیگر بدوبیراه نثار کنند و انتقاد و گله ! ولی همه اینها مهم نیست ! چرا ؟! چون می گوییم ما همان خود قبلی مان هستیم ! اینها فرق کردن و انتظاراتشون هم فرق کرده. جوابی هست که ردخور ندارد !
خداوکیلی کدام یکی از ما جانب خانواده و اطرافیانش را نمی گیرد ؟! دختر ما اگر برای ساندویچ خوردن! بیرون برود یا پسرمان برای مذاکره برای ما و اصولی که ما از عینک خود می بینیم، جانبش را نمی گیریم ؟! این وجه دیگر
"هاشمی درون" ما این است که می توانیم بگوییم جانبی و طرفی نگرفتیم ! رد کردنش هم کار سختی هست. ما که حرفی نمی زنیم و جلوی حرفی را هم نمی گیریم !
"هاشمی درون" هم برای مردم ما موجود خوبی هست! درست مثل "احمدی نژاد درون"، همه اینها در وجود ما نهفته هستند ! بالفعل شدنش هم به شرایط و وضع روزگارمان برمی گردد.
این روزها دیدن "هاشمی درون" های مردم چندان سخت نیست !


پانوشت یک : کاری به رفتارهای سیاسی و هم نظری و مخالف نظر شخصیت های سیاسی مختلف ندارم، چه که نقد هر شخص و نظریه ای ممکن است. مهم بروز کردن رفتار پافشاری شده ی شخصیت هاست.

پانوشت دو : می ترسم از روزی که بقیه موجودات درونم هم بیدار شوند ! خودتان حدس بزنید . . .
پانوشت سه :بعضی روزا یادم نمیاد اصلاً وبلاگی هم دارم خیر سرم ! :|
  • ۱۰ نظر
  • ۱۸ آذر ۹۲ ، ۱۴:۲۱
  • ۱۸۰۳ نمایش
  • ......
سقیفه دات بلاگ دات آی آر