... سـقـیـفـه

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۸ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

 بعد از گذشت چند روز و عبور از جنجال های حاشیه ای در مورد مستند " من روحانی هستم" ، با نگاهی دقیق تر و همه جانبه، راحت تر می شود در مورد حرف های این مستند، اعلام نظر و قضاوت کرد.
موضوعی که باعث شده است در طی این یک هفته اخیر، بررسی و قضاوت دقیق این مستند به تأخیر بیفتد، جو متشنج و هجمه واری بود که بیشتر با اهداف صرفاً سیاسی و برای تقابل تمام عیار با جریان رسانه ای منتقد دولت راه افتاده بود.

یک ) این مستند، یک مستند با روایت تاریخی از یک شخصیت سیاسی در ایران است.
حسن روحانی . رییس جمهور فعلی ایران که سوابق وی در این مستند بررسی شده است. برای نگارش این مستند، نگاه اولیه و خط سیری در نظر گرفته شده است که از ماجرای مک فارلین یا همان قضیه ایران - کنترا آغاز می شود و جمله ای سراسر ابهام !

"هدف اصلی ما از مذاکرات و ارسال سلاح محرمانه یه ایران، ایجاد ارتباط مناسب با رهبران احتمالی آینده ایران بود"

در ایران - کنترا چه اتفاقی افتاد ؟! و چرا این ماجرا در زندگی حسن روحانی به روایت مستند، برجسته شده است ؟!
موضوع نخست به نقش روحانی در این ماجرا بر می گردد . نقشی که چندان مشخص و واضح نیست.

هر چند هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود از معرفی روحانی به عنوان یکی از سه نفر مذاکره کننده ایرانی در هتل هیلتون یا استقلال خبر می دهد، اما خبر دقیقی از حضور وی در رأس مذاکرات نیست.

دو منبع متناقض در این مورد وجود دارد .
الف - نوشته فریدون وردی نژاد (دیگر عضو گروه سه نفره) در این مورد که می گوید :
با ورود مک‌فارلین به تهران، هاشمی رفسنجانی، روحانی را به عنوان مذاکره کننده معرفی می‌کند و در خاطراتش نیز بر این مسئله تأکید می‌کند اما نهی امام از ورود مقامات عالی‌رتبه به مذاکرات سبب شد تا روحانی در میز مذاکرات حضور نداشته باشد.
این مطلب در اینجا منتشر شده است.
یعنی به نظر روحانی در صرفاً در میز مذاکرات نبود ! ولی در گزارش به هاشمی رفسنجانی و ... حضور داشته است (به روایت خاطرات هاشمی) .

ب - منبع دیگر نوشته ی "شین هریس" در کتاب "The Watchers: The Rise of America's Surveillance State" است که به نقل از اولیور نورث، مکالماتی را از جلسه با ایرانی ها افشا می کند که یک طرف آن حسن روحانی است. این مطلب در اینجا منتشر شده است.

با فرض صحت هر دو نوشته، به نظر می رسد روحانی از حضور در مذاکرات نهی شده بود، ولی با هماهنگی هاشمی رفسنجانی حضور داشته است ! اما نه حضوری آشکارا و با اطلاع ! موضوعی که هنوز مجهول است و دقیقاً مشخص نیست !
بخشی از این فرضیه با نوشته عباس سلیمی نمین در نقد خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز اشتراک نظر دارد. این مطلب از اینجا قابل مشاهده است.
بخش دیگری از این ماجرا به روایت محسن رضایی صورت دیگری می گیرد .
محسن رضایی در گفتگو با فارس که از این لینک قابل مشاهده است، این چنین می گوید :

در رابطه با ماجرای مک فارلین حضرت امام اطلاع داشتند و خود ایشان به آقای هاشمی گفتند که آن را طرح کنند اما مثل ما، آن جزئیاتی که آقای هاشمی در جریانش بودند را حضرت امام مطلع نبودند.
شاید بخشی از دهها لینک سایت تابناک در مخالفت و محکومیت این مستند هم ریشه در مسایلی دارد که محسن رضایی علاقه مند نیست دوباره بازگو شود !

در مجموع به نظر می رسد بخشی از تاریخ در ماجرای ایران - کنترا لاپوشانی شده است و یا کاملاً ابهام زدایی نشده است. مطمئناً بررسی همچین مقطعی از تاریخ در زمانی که دو نظریه متقابل در مورد مذاکره با غرب وجود دارد، چندان بی دردسر نیست !



دو ) منابع این مستند ضعیف است و یا با اندکی اغماض قوی کار نشده است، خاطرات هاشمی رفسنجانی در ماجرای مک فارلین و ... در حالی منبع اصلی در نظر گرفته شده است که صرفاً روزمره نویسی با چاشنی حذف بسیاری از مسایل بوده است و کسی هم انتظار ندارد هاشمی رفسنجانی بتواند خاطراتش را با ذکر دقیق همه مسایل منتشر کند ! دو کتاب دیگری که مورد استفاده قرار گرفته است، هر دو با یک نگاه مشترک و بدون در نظر گرفتن نگاه های همه جانبه بوده است. شاید به همین دلیل بوده است که بخشی از اصولگرایان همچون بذرپاش از لفظ "دانشجویی" برای آن استفاده کرده است تا از بار حرفه ای نبودن مستند بکاهد.

علاوه بر آن بخشی از زندگی سیاسی روحانی در دوره احمدی نژاد چندان بررسی نشده است و در کنار آن وابستگی فکری وی و رشد فکری وی نیز کنار گذشته شده است

سه ) خط سیر مستند را مرور می کنیم .

مک فارلین >>> بیوگرافی روحانی >>> مبارزات زمان شاه >>> دوباره مک فارلین با برجستگی بیشتر >>> اتفاقات تیرماه 78 >>>مذاکرات سعدآباد >>> و تک جمله ای که روحانی رییس جمهور شد !

موضوع مد نظر سازندگان مستند، در نگاه من بیننده، برجسته کردن دو موضوع در زندگی روحانی بوده است .
موضوع اول، علاقه مندی به مذاکره و حضور در مذاکراتی که مورد اختلاف بخش وسیعی از سیاسیون و البته مورد نقد بخش های از اصولگرایان است ! موضوعاتی مثل مک فارلین، سعدآباد و ژنو !
موضوع دوم، برجسته کردن بخش هایی از زندگی روحانی در اطلاق عنوان امام به امام خمینی، اجباری کردن حجاب در ابتدای انقلاب، تقابل با فتنه گران در ماجرای کوی دانشگاه و ... است. بخش هایی که چندان مورد دلخواه بخش هایی از طرفداران و رسانه های حامی روحانی نیست.

چهار ) چه بپذیریم و چه نه، نگاه مستندسازان همراه با همان بدبینی گروه های فکری از اصولگرایان است که این روزها بیشتر در عنوان منتقدان ژنو شناخته شده اند. این موضوع به خودی خود، مشکل و یا نکته منفی نیست. ولی باید پذیرفت که هدف سازندگان معرفی روحانی براساس سابقه تاریخی ذکر شده در مک فارلین و سعدآباد و ژنو است که تازه سوابق خوبی را هم از قبل در ماجرای کوی دانشگاه و مبارزات قبل از انقلاب داشته است ! یعنی نگاهی همراه با بدبینی . این موضوع قابل کتمان نیست، ولی ایرادی هم به آن وارد نیست و نظر و نقد گروه سازنده است.

_______________________________________________________

پ ن یک : به شخصه دیدن مستند و خواندن متن پیاده شده آن، فایده تاریخی یا روایی برای من نداشت و فقط حضور روحانی و نحوه حضورش در مک فارلین را به ابهامات تاریخی ما افزود !

پ ن دو : هنوز هم متحیر برخورد برخی رسانه ها و افراد حقیقی هستم و همه بازخوردهای این مستند را صرفاً سیاسی کاری می دانم و نه نگاه تاریخی و یا سبک شناسی فیلم های مستند.

پ ن سه : با مقایسه این مستند با مستندهای سیاسی، ضعف فنی آن مشهود بود که به سابقه کم گروه سازنده هم برمی گشت. این مستند می تواند نوید برنامه ها و مستندهای بعدی با قوت و کار حرفه ای بیشتری باشد. (اگر از این مهلکه سالم بگذرند !)

  • ۵ نظر
  • ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۲۵
  • ۱۰۱۰ نمایش
  • ......
"من روحانی هستم" ! سه کلمه ای که در کنار هم کلی حرف و جنجال سیاسی را گرد هم آورده است !
اینکه واکنش های دولت و جریان رسانه ای آن و البته جریان های اصلاح طلبی بدین شکل شدید و همراه با هجمه همه جانبه بوده است، به هیچ عنوان قابل پیش بینی نبود و واقعاً بسیاری حق داشتند بپرسند که "من روحانی هستم" چه می گوید ؟!

چند اتفاق ممکن را بررسی می کنیم !

یک ) فرض می کنیم این مستند فارغ از هیاهوها و هوچی گری ها، اشتباهات تاریخی و روایی داشته باشد. موضوعی که آقای لاریجانی هم به آن پرداخته است. برای بررسی و قضاوت در این مورد، رسانه های مختلف را اعم از رسانه های دولتی و غیردولتی نگاه می کنیم، نقد مشخصی دیده نمی شود ! این باعث نمی شود ادعا شود که همه حرف های این مستند صحیح است ولی از آن طرف، نبود یک ایراد رسمی و نگاه دقیق، قضیه را مشکوک تر می کند !

دو ) نگاهی به حامیان رسانه ای و صف مقابل می اندازیم ! اولین برداشت، مصاف سیاسی دو طرف است ! مسلماً به نفع دولت و طیف رسانه ای آن است که صدای نقد (حتی اگر این مستند رو یک نقد ندانیم ! ) کمتر و کمتر شود ! و چه صحنه خوبی مهیا شده است ! بهترین فرصت برای تقابل با منتقدین ! جایی که بخشی از جریان اصولگرایی هم با آن هم صدا شده است ! برخورد محکم و قاطع ! می تواند برای مستندهای بعدی و اتفاقات آینده هم بدرد بخورد ! (هیچ کسی ! آن هم در عالم سیاست ایرانی ! این چنین فرصتی را از دست نمی دهد ! تسویه حساب با همه منتقدین ! )



سه ) و نگاهی از زاویه دیگر ! تاریخ ساخت این مستند به چند ماه قبل برمی گردد ! و تاریخ رونمایی از آن در دانشگاه تهران، بیستم بهمن ماه ! و امروز . . . هشتم اردی بهشت ماه ! در این مدت چرا خبری از اعتراض و حاشیه نبود ؟!! اخبار این هفته های اخیر پیرامون چه موضوعی بود ؟! حدس زدن آن خیلی کار سختی نیست !
یارانه ها و فاز دوم هدفمندی و دردسرهای اقتصادی دولت !
منحرف کردن افکار عمومی از اخبار اصلی، برای مردم ایران خیلی بیگانه نیست ! و این بار دولت مجبور است موضوعی دست و پا کند تا حداقل رسانه ها با آن سرگرم شوند و جماعتی پشت کیبورد نشین ! (با عاریت گرفتن این اصطلاح قشنگ ! از ابراهیم حاتمی کیای عزیز ! ) .
کافی است کمی به سایت های منتقد دولت و سایت های دولتی و نیمه دولتی ! نگاه کنیم !
تغییر تیترها ! تغییر موضوعات در گفتگوها ! و تغییر در جو فکری و رسانه ای ! "من روحانی هستم" اگر برای سازندگانش هم فایده ای نکند ! برای تیم اقتصادی و رسانه ای دولت، خوراک خوبی است !

چهار ) این مورد برای خود من هم گیج کننده است ! فقط با یک کلیدواژه توضیح می دهم : "قضیه مک فارلین" !

_______________________________________________________


پ ن یک : با وجودی که حال و حوصله ی مستند دیدن را نداشتم ! "من روحانی هستم" را دیدم، لحن تند و بعضاً گزنده ای دارد ! ولی نه در حدی که این چنین به خود می پیچند !!!

پ ن دو : خوشحال می شوم از نقدهایی که برای این مستند ارائه شده است و دیده نشده است مطلع شوم. شاید برداشت ما اشتباه بوده است ! (الله اعلم)

پ ن سه : "من روحانی هستم" باعث شد یه سر به وبلاگ هم بزنیم !!! :|

پ ن چهار : پس از سه روز از نگارش این پست متوجه برخی مسایل مبهم در ماجرای ایران - کنترا شدم . ابهاماتی بین نقل قول های مختلف . بهر شکل به نظر می رسد، بخشی از واکنش ها به مستند، به همین دلیل باشه .

_______________________________________________________

" من روحانی هستم" از نگاهی دیگر
  • ۱۰ نظر
  • ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۴۵
  • ۲۱۶۱ نمایش
  • ......

این چند ماه اخیر، مذاکرات هسته ای و روند برخورد دولت و حامیان رسانه ای آن در تقابل با مخالفین و حتی منتقدین آن، به تیتر اول تحلیل های رسانه ای کشور تبدیل شده است. دولت و حامیان فکری و رسانه ای آن به پشت گرمی به حمایت رهبری از مذاکرات (نه روند مذاکرات، بلکه از استقلال قوه مجریه در پیشبرد مذاکرات) طرف مقابل را به بی انصافی و تقابل و این اواخر کم سوادی متهم می کنند و در مقابل گروه های مختلفی ازمنتقدین و مخالفین، از مخالفت آشکار تا نقد اصولی را انجام می دهند و کتمان حقایق، تک روی و عدول از اصول را به دولت نسبت می دهند.

موضوع اول، حمایت رهبری است.

رهبری بارها از دولت در برابر انتقادات حمایت کرده و هرچند که دولت را هم به مدارا با منتقدین دعوت کرده، ولی از سوی دیگر از منتقدین هم خواسته تا با انصاف و نقد درست پیش روند و سازش کار یا خائن نامیدن مذاکره کنندگان را هم رد کرده است . شاید لفظ "بچه های انقلاب" سند محکمی برای این ادعا باشد.

در سال های اخیر چندین بار از رهبری شنیده ایم که پای انقلاب، مردم و حقوق نظام ایستاده است. پس هرگونه کم کاری یا گذشت احتمالی رهبر از خیانت یا حرکت ضدانقلابی مسئولین در هر جایگاهی، مردود است. دولت های احمدی نژاد و خاتمی هم مصداق خوبی بر این مدعاست. چه آنکه تاریخ نشان داده است که در چه مواقعی این دو رییس جمهور چه اشتباهاتی داشته اند و واکنش نصیحت گونه و مدارایی رهبری چگونه بوده است و در مواردی چگونه رهبری پای مصالح نظام پافشاری و ایستادگی کرده اند.

پس این سوال مطرح است که

"در صورت اشتباه دولت که به ضرر نظام و حقوق ملت است، واکنش رهبری تا چه حدی است ؟"

رهبری تا زمانی مدارا می کند که از خطوط قرمز عبور نکنند و در برابر پایمالی حقوق ملت و نظام ، مطمئناً در برابر آن خواهند ایستاد. ولی نکته مهم این است که جمهوریت نظام هم در این کش و قوس حفظ شود که باز هم خود رهبری پشت آن ایستاده است.


موضوع دوم بحث رسانه های عموماً طرفدار دولت و اصلاح طلب در مورد الزام به پذیرش توافق نامه و سپس نقد آن است. موضوعی که به نوعی دیگر در صحبت های این هفته امام جمعه تهران هم بروز داشت که "ما مذاکره را قبول داریم و با هیچ کشوری سرجنگ نداریم، .... اما این موضوع که ملت ایران به خاطر تحریم تن به مذاکره داده‌اند، توهم است."

پذیرش توافق نامه و اصل مذاکرات، نافی نقد و پرسش درمورد آن نیست ! بدیهی هم است که وقتی قوه مجریه و مسئول مذاکرات با نظر رهبری مذاکره را آغاز می کند و پیش می برد، مطمئناً این روند مورد قبول مردم و افکار عمومی است.

با این وجود و حتی پذیرش اصل مذاکرات و ...، سوال دیگری مطرح می شود که اصلاً در ژنو چه شد و چه اتفاقاتی افتاد ؟! یعنی باید کدام متن رو ببینیم و از آن انتظار داشته باشیم ؟! فکت شیت و non paper و بیانیه کاخ سفید و الخ دیگر چه صیغه ای است ؟! چطور باید در مورد مسئله ای صحبت کرد، وقتی که مشخص نیست دقیقاً چه شده است !

و می رسیم به آخر حرف !

اینکه طرف مقابل می گوید اصل مذاکرات را باید بپذیری تا نقد کنی، با اتکا به پشتیبانی و دقت نظر رهبری قابل قبول است. اجازه نقد و اصلاً دعوت به نقد هم که از سوی رهبری و بعدها به نوعی دیگر دولت، داده شده است. بهتر نیست پاسخی مناسب هم به نقدها و پرسش ها داده شود ؟!

و درنهایت، این اجازه را داریم که حداقل ما هم خوش بین نباشیم ؟! حتی اگر بحث تشابه فکری و یا اقتدای فکری به رهبری نظام هم مطرح نباشد، باز هم سابقه تاریخی رفتار غرب اجازه خوش بینی را نمی دهد ! چرا راه دور برویم، همین هفته های اخیر رفتارها و صحبت های آمریکایی ها، جای خوش بینی باقی گذاشته است ؟!

رسانه های اصلاح طلب و شاید اعتدال گرا ! شمشیری را از رو گرفته اند که بایدهایی را تعریف می کند ! باید منتظر اتفاقات خوب باشیم ! باید از مذاکره کنندگان و دولت متشکر باشیم ! باید از چیزی نپرسیم چون طرف مقابل امین نیست ! (طبق صحبت های وزیر خارجه محترم در مصاحبه با ایرنا) و الخ !

آقایان، اجازه هست ما هم خوش بین نباشیم ؟!

  • ۱۰ نظر
  • ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۲۵
  • ۹۷۰ نمایش
  • ......
اتفاقی دردآور و ناراحت کننده !
مرگ دو کارگر زن در آتش سوزی خیابان جمهوری .
حادثه ای که در رأس اخبار رسانه های کشور با گزارش های تصویری و فیلم های گرفته شده افکار عمومی جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

در اینکه باید دلیل این مشکلات بررسی شود و مسئولان که مسئولیت داشتند، توبیخ و سوال شوند، شکی نیست. این اتفاقات با هر دلیل و مدرکی، قابل گذشت نیست و در این شرایط خاص است که مردم نیازمند امداد نیروها و تجهیزات آتش نشانی هستند.

اما اتفاق عجیب تر ! موجی بود که رسانه های اصلاح طلب یا به قول خودشان اعتدال گرا ! (اعتدال هم مثل عدالت، آزادی بیان و الخ داره به بایگانی شعارهای ایران وارد میشه ! ) با دستمایه مصاحبه ها و صحبت های اعضا شورای شهری که خیلی وقت بود خبری از ایشان نبود (دقیقاً از زمان انتخاب شهردار به بعد ! ) و البته تحلیل های تحلیلگرهایی که اسم و رسم و نوع مطلبشون برای هر مخاطبی آشناست ! راه انداختند.

سوال پرسیدن و بررسی این مسئله در صحن شورای شهر، نه فقط حق ! که بلکه وظیفه نمایندگان شورای شهر است. ولی نماینده های عزیز ! سیاسی کردن هر ماجرایی هم وظیفه شماست ؟!!! اگر شهردار مثلاً همین آقای مسجدجامعی بود، نردبان باز می شد ؟!!!!



خنده دارتر اتفاقات دیگری است که در همین روزها هم پشت هم سوژه رسانه های اعتدال گرا شده است ! خودکشی در متروی گلبرگ، یکی دیگر از این اخبار ضد و نقیض است که روزنامه اعتماد آب و تاب خوبی به آن داده است ! والبته باز هم جای انتقاد از قالبیاف است ! این هم جای خوشحالی دارد که نقدی می کنند و از برای سوالی، پاسخی می خواهند ! ولی به نظرتان باز هم شخص قالیباف مسئول خودکشی یک نفر (فارغ از همه اتفاقات) در یکی از ایستگاه های متروی تهران است ؟!!!!

این بداخلاقی رسانه ای منحصر به اینها نیست !
وقتی پیاده گذر چهارراه ولیعصر در مدت زمان معقول و با کیفیت خوب به بهره برداری رسید، تیتر و بحث این رسانه ها چه بود ؟!!! عبور برخی از مردم از راه های درروی نرده ها در خیابان ! مقصر مطمئناً قالیباف است !

رهبر انقلاب در دیدار چند روز پیش خود با مجموعه شهرداری (والبته نمایندگان شورای شهر !!! ) مدیریت جهادی قالبیاف را در شهر تهران ارج نهادند و به خوبی و بصورت عملی تشکر و قدردانی مردم را از خدمات شهرداری (با تذکر به همه کاستی ها و مشکلات) نشان دادند.
چه عجیب که همین نمایندگان هم در جلسه بودند !

بیایید کمی هم با عینک اعتدال گرایان ! به موضوعات جامعه نگاه کنیم !

- مسمومیت بیش از ۵ شهروند پردیس >>> بالتبع ! وزیر نیرو استعفا دهد ! یا اصلاً نمایندگان مجلس، استیضاح و برکناری وزیر را پیگیری کنند !

- حمله و شکار گوزن ایرانی در سرخه حصار >>> خب ! خانم ابتکار استعفا دهد !

- ۵ماه بلاتکلیفی استان خراسان رضوی از بی استانداری ! >>> وزیر کشور ....

و ...


پ ن : واکنش قالیباف به حادثه خیابان جمهوری >>>
پ ن
۲ : همین مطلب ! پیامک شده در شبکه افسران
  • ۱۰ نظر
  • ۰۲ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۴
  • ۲۱۶۹ نمایش
  • ......

این روزها، بیشتر اخبار و تحلیل هایی که بصورت روزمره در رسانه های این جناح و آن جناح، دیده می شود، خبر از رانت ها و فسادهای اقتصادی طرفین در زمان ریاست بر مسند اجرایی کشور است. این وسط، یک سری افراد، ساده لوحانه از شنیدن خبر رانت و فساد مالی یک طرف خوشحال می شود و نشانه ای بر صدق طرف خود ! می دانند و آن یکی هم هکذا !

در این میان، تنها چیزی که بخوبی چوب حراج خورده، کلی عشق انقلابی، شعار انقلابی و تفکر انقلابی برای بهتر زیستن و درست زیستن بود که از آن فقط چارچوب اخبار ساعت ۹ شب صداوسیمایی مانده و ژست های انقلابی و ما هستیم و چهار پنج تا راهپیمایی و مرگ بر آمریکایی و الخ !

در دولت عدالتخواه احمدی نژاد، مه آفریدها و خاوری ها هستند و در دولت امید و اعتدال روحانی، م م ها و امثالش ! فقط دعوا سر این است که بابک زنجانی محصول دولت شما بود و از دولت فلانی لوح تقدیر گرفته، یا نه ! در دولت شما رانت گرفته و امثالهم !

یعنی فرقی نمی کند اصولگرا باشی یا اصلاح طلب ! بالاخره یه سری آدم کله گنده شبه سیاسی و اقتصادی هست که باید شکشون سیر بشه و بتونن آینده اون تفکر سیاسی رو حداقل به لحاظ مالی تأمین کنند ! یعنی فساد ، یعنی دروغ ، یعنی تزویر . یعنی اینکه عدالتخواه با اعتدالگرا فرقی نمی کنند ! فوقش در چند سیاست خارجی و البته در روش اقتصادی ! ولی ..... ، درهرصورت ! هر دو گروه آدمای خودشونم دارن ! اونام بالاخره باید سر این سفره ای که پهن شده، حضور داشته باشند !

اعتماد مردم به هیچ دردی دیگر نمی خورد ! یعنی مسئله برای مردم هم حل شده هست ! عجیبه ! ولی واقعاً مردم هم پذیرفته اند !!! شاید مسئولین و مدیران هم از بین همین مردم بالا رفتند که این شده !

چه شد "از کجا آورده اید" اول انقلاب ؟! کجا رفت تفاوت "کاخ نشین و کوخ نشین" ؟! پس حکم "رشوه و ارتشا" چی شد ؟! قرار بود خوووووب کشوری بسازیم ! نمی گوییم نساختیم ! حداقل با همه دشمنی های دنیای اطرافمون و محدودیت ها، کارمون شاید بد نبود ! خوب صادر کردیم انقلابمان را ! ولی ..... حیف ! از داخل خودمون، داخل همین مردم، همین مسئولین غافل شدیم و رسیدیم به اینجایی که دیگر کسی از دزدی و رانت و دروغ تعجب نمی کند ! کسی از هزار میلیاردها بهتش نمی زند!

مصیبت ماجرا آنجاست که آن عده دلسوزی هم که کار می کنند و هستند، یا محبورند دفاع کنند (اصلاً هم کورکورانه همیشگی نیست ! ) و یا سکوت ... س ک و ت !

اصلاً برای چه اینها رو می گویم؟ چه گویم که ....

خدا حضرت امام رو بیامرزه و دعا بجان رهبر. همین /

  • ۲ نظر
  • ۲۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۴۲
  • ۸۰۴ نمایش
  • ......
این روزها ادبیات جدیدی در بعضی سایت های سیاسی و البته سایت های زرد و صد البته سایت های اجتماعی رونق گرفته و آن هم عبارت "احمدی نژاد درون" آدم های این روزگار است. دو کلمه ی کوتاهی که خودش به تنهایی وضعیت رفتار و برخورد افراد را به خوبی نشان می دهد.
لجبازی، یکدندگی (یا به عبارت عوامانه غد بودن)، نپذیرفتن حرف بقیه (درست و غلط) و الخ فقط بخشی از صفات "احمدی نژاد درون" هر انسان است که در این هشت سال اخیر از احمدی نژاد بارها دیده بودیم.
هر فردی نکات مثبت و منفی زیادی را دارد، اما آن چیزی که سبب برجسته شدن این صفات می شود، اصرار و پافشاری بر آن هست. هرچه این فرد مشهورتر و رسانه ای تر باشد، اخلاق و صفاتش هم بیشتر دیده می شود. چیزی که در مورد فوتبالیست ها در جامعه ما به خوبی دیده می شود.
در جامعه ایرانی، پیش از دوره احمدی نژاد، سیاستمداران در پشت یک پرده ی رسانه ای در برابر نقد و طنز قرار گرفته بودند. همه حرف های کوچه بازاری و جمع های خانوادگی مردم، نهایتاً به رسانه های اجتماعی و شوخی های پیامکی کشیده می شد و والسلام !
بعد از هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، این فاصله و پرده کشیده شده از بین رفت و رسانه های به خصوص مجازی به راحتی در مورد سیاسیون قلم می زدند و طنز می نوشتند و به سخره می گرفتند.
خوب و بد این به کنار، ولی این توصیفات و عبارت ها بعضی وقت ها خیلی خوب شرایط را توضیح می دهند.
داشتم به این فکر می کردم که من هم شاید" احمدی نژاد درون"ی برای خودم دارم ! ولی در کنارش اوضاع جامعه و رفتارهای اجتماعی ش نشون میده که این روزها بیشتر از "احمدی نژاد درون" ، همه یک "هاشمی درون"داریم !


همه ما به یک سری مسایل به عنوان اصل و واقعیت اعتقاد داریم ! خیلی اتفاق افتاده که واقعیت را جور دیگه ای ببینیم !!! (از عینک خودمان ! یا از زاویه و کنج خودمان ) برای این واقعیت، شاید کلی دوربرگردان برای خود ترسیم کنیم، کار سختی نیست !
روزگاری شاید مخالف شدید مسئله ای باشیم، روز دیگر بالکل منکر شویم و روز دیگر دوباره .....
همین اخلاق ها باعث میشه روزی از ما خوب بگویید و تعریف و تمجید، روز دیگر بدوبیراه نثار کنند و انتقاد و گله ! ولی همه اینها مهم نیست ! چرا ؟! چون می گوییم ما همان خود قبلی مان هستیم ! اینها فرق کردن و انتظاراتشون هم فرق کرده. جوابی هست که ردخور ندارد !
خداوکیلی کدام یکی از ما جانب خانواده و اطرافیانش را نمی گیرد ؟! دختر ما اگر برای ساندویچ خوردن! بیرون برود یا پسرمان برای مذاکره برای ما و اصولی که ما از عینک خود می بینیم، جانبش را نمی گیریم ؟! این وجه دیگر
"هاشمی درون" ما این است که می توانیم بگوییم جانبی و طرفی نگرفتیم ! رد کردنش هم کار سختی هست. ما که حرفی نمی زنیم و جلوی حرفی را هم نمی گیریم !
"هاشمی درون" هم برای مردم ما موجود خوبی هست! درست مثل "احمدی نژاد درون"، همه اینها در وجود ما نهفته هستند ! بالفعل شدنش هم به شرایط و وضع روزگارمان برمی گردد.
این روزها دیدن "هاشمی درون" های مردم چندان سخت نیست !


پانوشت یک : کاری به رفتارهای سیاسی و هم نظری و مخالف نظر شخصیت های سیاسی مختلف ندارم، چه که نقد هر شخص و نظریه ای ممکن است. مهم بروز کردن رفتار پافشاری شده ی شخصیت هاست.

پانوشت دو : می ترسم از روزی که بقیه موجودات درونم هم بیدار شوند ! خودتان حدس بزنید . . .
پانوشت سه :بعضی روزا یادم نمیاد اصلاً وبلاگی هم دارم خیر سرم ! :|
  • ۱۰ نظر
  • ۱۸ آذر ۹۲ ، ۱۴:۲۱
  • ۱۹۱۱ نمایش
  • ......

بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی، انتظار آن می رفت که کم کم رسانه های همسو با تفکرات دولت (یا حداقل نزدیک ! ) رشدی قارچ وار یا به قول چند سال پیش، زنجیره ای داشته باشند. اتفاقی که خیلی هم طول نکشید و دهها سایت بی نام و نشان سر از دنیای مجازی خبری فارسی درآوردند . فقط کافی است صفحه یکی از این سایت ها رو باز کنید با دهها سایت همسو که در چپ و راست صفحه سایت، لوگو و بنر دارند، مواجه خواهید شد. شاید این نکته در دوران احمدی نژاد هم وجود داشت (هرچند در حجمی چندین برابر کمتر).

این مورد به خودی خود، نکته منفی خاصی ندارد (حتی اگر با دید مثبت ! هزینه های سایت و خبرنگاری و حق تألیف و .... رو خالی از اشکال و کاملاً رعایت شده بدونیم که ... ! )، اما نکته ای که دوباره در فضای رسانه ای ایران سربرآورده، فرهنگ هوچی گری و استفاده از ادبیات خاص در این رسانه ها است. مسئله ای که در کنار عبور از برخی خط قرمزها و البته بیان مسایل تخصصی بصورت غیرتخصصی نمود پیدا کرده است.

البته خود این رسانه ها، با وجود این همه تبلیغات و لینک به یکدیگر، باز هم مجبور شدند رک و روراست منظورشون رو بگویند !

"با 21 سایت برتر اصلاح‌طلب و اعتدالگرا آشنا شوید" عنوان لینکی است که برای معرفی همدیگر (البته برتر ! ) تدارک دیده شده است ! و در اغلب این سایت ها هم تکرار شده است .


استفاده از تیترهای اغلب حاشیه ای، تقطیع و بزرگنمایی، پیش داوری، سیاه نمایی و غلو فقط بخشی از کار رسانه ای عمده این گروه است. گروهی که عقبه رسانه ای قدرتمند خود را در پس فتنه 88 و حوادث بعد از آن شکسته و بی دروپیکر می بیند، این بار با نویسندگان و قلم بدستانی به مراتب ضعیف تر پا به عرصه رسانه ای گذاشته است. آنچه که از هشت سال دوران خاتمی و روزنامه های زنجیره ای آن دوران به یادگار مانده است، این روزها در سایت های زنجیره ای ! دیده می شود.

فقط در همین موضوع روز عید غدیر دخترکان میرحسین موسوی، هنوز خبری منتشرنشده و گزارشی (حتی از سوی نزدیکان به اصلاح طلبان) نشر نیافته، عده ای شعر گفتند ! و عده ای تسلیت گفتند ! و برخی از سایت ها واویلا بر امت امام علی (ع) راه انداختند و آیه الله هایی که فقط همین مواقع اسمشان را می شنویم، از رفتار با خانواده دلشکستگان !!! رساله ها گفتند !

و بد و بدتر هم اینکه این بار این رسانه ها در نقد به طرف مقابل یا حتی در دفاع از دولت با بی ادبی تمام که در کمتر سایت رسمی و خبرگزاری دیده می شود،  تیتر می زنند و مصاحبه شوندگان نیز که گویی نماینده مجلس (حتی سابق ! ) و فرد سیاسی نیستند، پاسخ هایی می دهند محیرالعقول !!!

این روزها حال رسانه های کشور خوب نیست !



+ خبرگزاری دانشجو

+ عمارنامه

  • ۸ نظر
  • ۰۴ آبان ۹۲ ، ۱۹:۱۰
  • ۱۳۴۱ نمایش
  • ......
بیش از 50 روز از شروع دولت تدبیر و امید گذشته است. شاید مهم ترین مسئله ای که در این مدت نمود پیدا کرده، آرامش اقتصادی و افزایش اعتماد به بازار بوده که آن هم هنوز شکننده است، ولی در دید عامه مردم، همین تثبیت نسبی قیمت ارز و طلا نشانه خوبی ( در قیاس با صعود قیمت) قلمداد می شود. هرچند آمار تورم و مسایل پیرامونی آن چندان امیدوار کننده نبوده است. انتظاری هم بیش از این نمی رفت، چه آن که تا دولت و مدیران آن عنان کار را بدست گیرند، زمان می خواهد و 50 روز و 100 روز (حتی به ادعای تبلیغات انتخاباتی ! ) کافی نیست.
با این اوصاف، صحبت های جدید رییس جمهور محترم و "گزارش مانند"ی که روز پیش در پایان این 50 روز ارائه شد، می تواند به خیلی از سوالات پاسخ دهد.

صحبت های دکتر روحانی را به تفصیل در سایت های خبری مختلف می توانید مشاهده کنید : انتخاب ، فارس ، مهر و ....


گزارش اقتصادی خلاصه ای که توسط آقای دکتر روحانی بیان شد، نشان دهنده ی عزم تیم اقتصادی دولت برای رفع مشکلات است اما آنچه در این بین جالب به نظر می رسد، تیتر "کار کردن 500 روزه در 50 روز" است.
دقیق تر به مسئله نگاه می کنیم : در مدت 50 روز، در موضوع سیاست خارجی کاری به اندازه ی 500 روز انجام شده است.
نکته مثبت ش در این هست که هم به لحاظ زمانی و هزینه ای و هم پیشبرد سریع اهداف خوب بوده و جای تقدیر دارد، ولی این "سریع کاری"در کدام حیطه انجام شده است ؟!!!
سیاست خارجی !!!
یعنی مهم ترین و اصلی ترین حوزه سیاست که باید با بردباری و صبر جلو رفت !!!
به نظر می رسد، همین 450روز عجله منجر به واکنش ها و زیاده خواهی های طرف مقابل شد، وگرنه اگر با آرامش و بدون وارد کردن شوک جلو می رفت، چه بسا که امتیازات بیشتری برای ایران بدست می آمد. خود عنوان کردن این مسئله هم هرچند ناخواسته، به نمود عجله و کنار گذاشتن دوراندیشی صحه می گذارد.
درهر حال، صبر و عقلانیت در سیاست خارجی بیشتر بدرد ایران میخورد تا شتابزدگی و حرکت های همراه شوک. آفتی که دولت احمدی نژاد هم به آن کم مبتلا نبود !

+ عمارنامه
+ خیبرآنلاین
  • ۴ نظر
  • ۱۶ مهر ۹۲ ، ۱۹:۱۵
  • ۱۳۶۷ نمایش
  • ......
سقیفه دات بلاگ دات آی آر